|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور1388ساعت 0:1 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
اصلاً نمی تونم باور کنم که با این همه ادعای عشق و محبت بعد دو سال بر گردی بگی نمیدونم که دوستت دارم یا نه؟
باورش برام خیلی سخته من که این همه دوستت دارم و به اندازه شما هیچ وقت ادعام نشده تکلیفم را با خودم روشن کردم و میدونم که دوست دارم ولی شما؟ اون روز انگار دنیا را رو سرم خراب کردی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 21:43 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
یادمان باشد به دل کوزه آب که بدان سنگ شکست بستی از روی محبت بزنیم تا اگر آب در آن سینه ی پاکش ریزند آبرویش نرود یادمان باشد فردا حتماً ! ناز گل را بکشیم حق به شب بو بدهیم ونخندیم دگر به ترک های دل هر گلدان و به انگشت نخی خواهیم بست تا فراموش نگردد فردا زندگی شیرین است زندگی باید کرد و بدانیم که شبی خواهم رفت و شبی هست مرا که نباشد پس از آن فردایی!!! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 21:33 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
پرنده ای که مال تو نیست 100 تا قفس هم که بسازی آخرش می ره .شرط دل دادن
دل گرفتن است وگرنه یکی بی دل می مونه و یکی دو دل.نه آنچنان عاشق باش که
هیچ چیز نبینی نه آنقدر ببین که هرگز عاشق نشوی.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 17:43 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
مژده ای دل که
دگرباره بهار آمده است خوش خراميده و با حسن و وقار آمده است به تو ای باد صبا می دهمت پيغامی اين پيامی است که از دوست به يار آمده است شاد باشيد در اين عيد و در اين سال جديد آرزويی است که از دوست به يار آمده است |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 22:9 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
من گـنه کار و اسـيرم ای خـدا مهـر تـو شد دستگيرم ای خـدا قلب من باشد پريشـان و سيــاه روشن است از تو ضميرم ای خـدا من فقط بـر درگهت دارم اميــد لطف کن بر من ،که گَردم رو سفيد تـورهـايم کن زِهَــر آلـودگی ای کلامت مايــه نـور و نـويد لطف تو باشد ، کنم از خود سفـر ذکر تو گويم به هر صبح و سحـر ای خـدا ! آرام کن جـان مـرا بـر نگـردان ای خـدا از من نظر
خدا جونم توبه میکنم از امسال دیگه قسم می خورم که کوچیکترین گناهی رو انجام ندم، حتی دیگه با عشقمم حرف نزنم، آخه چیکار کتنم خداجونم من واقعا دوستش دارم از ته دلم، احساسی که تا الان به هیچ کس نداشتم، نمی تونم که نبینمش، باورت می شه خدا جونم اگه نبینمش میمیرم؟؟؟ خدایا کمکم کن، به خودت پناه میارم، هرچی تو بگی، هرچی تو بخوای، من تسلیم تسلیمم، خودمو می سپارم به دستای مهربون تو راضی ام به رضای تو خداوندنا مرا آن ده که آن به حیلی دوستت دارم خدا جونم، به خاطرت حاضرم از تموم هستی ام بگذرم از خودممم،حتی مامان بابام، حتی اون کمکم کن خدایا!!!!! منو به راه راست هدایت کن، از وقتی که با اون آشنا شدم این تنها جمله ایه که روزی صد بار تکرار می کنم حتی به شوخی از اونم خواستم که برام دعا کنه که خدا منو به راه راست هدایت کنه، بهش گفتم که تو مرد مومنی هستی و خدا دعاتو برآورده می کنه خداجونم کمکم کن که در راه تو قدم بردارم منو به راه راست هدایت کن بار اللهی خدایا فقط همین: خیلی دوستت دارم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 22:7 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق در دل شده پيدا چو تو پيدا شده ای لب غمگين شده خندان ، که تو با ما شده ای همه هيچم شده هستی ، شب تارم لب گور دل زارم شده مجنون که تو ليلا شده ای
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 21:46 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
من فردا شب میرم خونه دلم برات حسابی تنگ میشه از همین الانم دلم گرفته، از صبح رفتم تو لاک خودم، کلی بهت اصرار کردم تا اومدی سایت دلم می خواست یه کم بیشتر پیشم باشی، ولی شما زود رفتین اونم اونجوری، سر اون مزاحم بی شعور ، خیلی حساس و بدبینی، اینجوری زندگی کردن باهات خیلی سخته ،فوری به همه چیز شک می کنی به هر حال ، امیدوارم نوروز قشنگ و به یاد ماندنی داشته باشی و سال جدید سالی باشه براتون سرشار از شادکامی و موفقیت و خوشبختی برای شما و خانواده محترمتون به امید اینکه نوروز 1389 رو با هم جشن بگیریم خیلی دوستت دارم با تمام وجودم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 21:40 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
هیچ وقت با من ابنجوری برخورد نکن من زندگی که پایه هاش با شک و تردید و بی اعتمادی شروع بشه رو نمی خوام اگه بهم اعتماد کنی می تونم بهت اعتماد کنم تا الان هرچی که بوده رو بهت گفتم ، اصلاً عادت ندارم که دروغ بگم حتی دروغ مصلحتی ، دوست دارم شمام با من اینجوری باشین صاف و ساده و صادق شاید بزرگترین دلیلی که باعث شد من دلبسته تون بشم همین صداقت و سادگی بچه گانه تون بود، پس بزرارین همین جوری بمونیم دوستت دارم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 21:31 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 20:47 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 20:46 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
از وقتی که با هم آشنا شدیم همش دعوا همش جر و بحث ، آخه چرا؟ شاید چون هنوز این عدم اطمینان برات وجود داره که شاید.... ولی باور کن وقتی من اومدم تو زندگیت و بهت قول دادم تا آخرین لحظه باهات بمونم ، مطمین باش که تصمیم خودم رو گرفتم و با چشم باز انتخاب کردم و هیچ چیز و هیچ کس نمیتونه این حس و تعهد را از من بگیره، هیچ وقت بهت خیانت نمکنم حتی اگه یه روزی بهم خیانت کنی، چون من تعهدات خودم را هیچ وقت زیر پا نمیزارم،نمی دونی چقدر دلبسته ات شدم، که حتی نمی خوام یه لحظه بی تو زندگی کنم ، کاش می تونستی بفهمی که چقدر دوستت دارم، که حتی تحمل یه لحظه ناراحتیت برام زجر آوره،حاظرم بمیرم ولی یه لحظه ناراحتت نبینم، امروز چقدر التماست کردم که از دستم ناراحت نباش ، من که کار بدی نکرده بودم ولی تو همیشه زود تصمیم میگیری و خیلی زود قضاوت می کنی،من آدمی نیستم که به خاطر هیچ کسی غرورم را بشکنم ولی امروز به خاطر تو این کارو کردم امروز التماست کردمف ولی تو با من اونجوری برخورد کردی، امروز منو برای چندمین بار شکستی و من نمیدونم چند بار دیگه تاب شکستن میارم؟ کاش می تونستم این حرفارو به خودت بزنم ، اما .... خیلی دوستت دارم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 20:37 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
عشق یعنی خلوت راز و نیاز عشق یعنی سوز بی ماوای ساز عشق یعنی کوی ایمان و امید عشق یعنی یک بغل یاس سپید عشق یعنی لحظه ی دیدار یار عشق یعنی انتهای انتظار عشق یعنی وعده ی بوسُ کنار عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار عشق یعنی حس نرم اطلسی عشق یعنی با خدا در بی کسی عشق یعنی هم کلامی بی صدا عشق یعنی بی نهایت تا خدا.... آره عشق یعنی من، تو، ما، یعنی خدا |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 11:25 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام عزیز مهربونم این دو روز خیلی خسته شدی ، الهی من فدای تو بشم آخه چرا اینقدر خودتو اذیت میکردی چرا امروز اینقدر منو ترسوندی آخه؟ تا تو میرفتی و برمی گشتی من داشتم دیونه می شدم، مثل اینکه همه فهمیدن که چی به چیه از پریدن های رنگ ، وز تپیدن های دل عاشق بیچاره هرجا هست رسوا میشود دیونه جونم تو نمیدونی که من بی تو نمی خوام حتی یه لحظه زنده باشم؟ چرا با من این کارو می کنی آخه؟ فقط میتونم بهت بگم که خیلی دوستت دارم خیلی بیشتر از .... هیچ وقت باورم نمیشد که یه روزی یکی بیاد تو زندگیم و بتونه تا این حد تو دل من جا باز کنه که تا چشم باز کنم اون بشه صاحب خونه دلم، من و این همه غرور و خودخواهی و عاشقی؟؟؟ واقعاً جای تعجبه برای خودمم ، واقعاً دل سپرده شدم ...... با من چه کردی گلم؟؟؟
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 22:26 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقيم محزونم ! و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم . من صبورم اما . . . بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم . من صبورم اما . . . آه . . . اين بغض گران صبر نمی داند چيست !!!! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 0:28 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
من اگر روح پريشان دارم میدونی چقدر دوست دارم؟ خیلی زیاد ، از اینجا تا.............. هیچ وقت کاری نکن که ایمانم رو بهت از دست بدم...... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 0:23 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 20:17 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
برایت دعا میکنم که ای کاش خدا از تو بگیرد هر آنچه را که خدا را از تو میگیرد. دلم برات خیلی تنگ شده دیونه عزیزم اصلاً تحمل قهر کردن باتو را ندارم، تصور اینکه یه روزی بدون تو زندگی کنم برام غیر ممکنه خیلی خیلی دوستت دارم.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 20:11 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
من اصلاً به مامان هیچی نگفتم ولی خیلی دوست داشتم عکس العمل تورو بببینم چیه؟ اصلاً فکر نمی کردم اینجوری رفتار کنی ، واقعاً نا امیدم کردی اگه قرار بر اینه که ما بهم برسیم اصلاً هیچ دلیلی نداره شما اینجوری تا کنین باوروت می شه من هنوزم تو شکم که واقعا منو دوستم داری یا نه؟ واقعا منو به خاطر خودم می خوای یا به خاطر خودت؟ امروز با این حرفت واقعاً دلمو شکستی، کاش می دونستی که عشق من نسبت به تو چقدر پاکه ، فقط به خاطر خودت دوستت دارم و بس. حتی اگه یه روز نخوای مال من باشی، ولی تورو نمی ددونم واقعاً؟؟ احساسی که نسبت به تو دارم یه چیزه دیگه است خالی از هر گونه هوس و خودخواهی ، کاش اینارو می تونستی بفهمی ، باورت نمی شه همیشه بزرگترین دعام به درگاه خدا این بود که : هیچ وقت نذاره من عاشق بشم ، ولی نمی دونم چرا دعامو برآورده نکرد؟؟؟ ولی یه چیزی که این وسط برام خیلی جالبه و باعث می شه که ادامه بدم اینه که احساس می کنم با تو خیلی بیشتر به خدا نزدیک شدم ، خیلی بشتر از قبل احساسش می کنم..... پس هیچ وقت ازم نخواه به خاطر تو و عشق تو خدارو اون لحظه فراموش کنم و گناه کنم چون من تازه با تو می خوام به خدا نزدیکتر بشم، با تو و عشق تو می خوام به اوج برسم .......می فهمی؟؟؟
می خوام با تو به این حقیقت برسم ..... مهربانم، اي خوب! ياد قلبت باشد؛
يک نفر هست که دنيايش را،
همه هستي و رؤيايش را، به شکوفايي احساس تو، پيوند زده
و دلش مي خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد....
مهربانم، اي خوب!
يک نفر هست که با تو
تک و تنها، با تو
پر انديشه و شعر است و شعور!
پر احساس و خيال است و سرور!
مهربانم، اي يار، ياد قلبت باشد؛
يک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزديک است
و به يادت، هر صبح، گونه سبز اقاقي ها را
از ته قلب و دلش مي بوسد
و دعا مي کند اين بار که تو
با دلي سبز و پر از آرامش، راهي خانه خورشيد شوي
و پر از عاطفه و عشق و اميد
به شب معجزه و آبي فردا برسي |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 15:32 توسط رز سفیدت
|
|
||
|
|
|
|
|
شازده کوچولو: در
اين هنگام بود که روباه پيدا شد. بدين
گونه شازده کوچولو روباه را اهلی کرد و همينکه ساعت وداع نزديک
شد، روباه گفت: |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 19:45 توسط رز سفیدت
|
|
||